ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

657

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

تأخّر حسّى دارد ناگزير لفظ وراء كه بيانگر جهت حسّى است به طور استعاره به كار رفته است . امّا اين كه مرگ براي انسان آواز مىخواند بيان كنندهء اين حقيقت است كه چون آواز خواندن ، آرام وآهسته شتران را به پيش مىراند يادآورى مرگ وشنيدن نداى مناديان آن انسانها را مضطرب وناراحت كرده وآنان را آمادهء مرگ وحركت به سوى لقاء اللّه مىكند . بدين طريق انسان همان گونه كه شتر به وسيلهء آواز ، راههاى دور وسخت را مىپيمايد ، وى نيز راههاى آخرت را مىپيمايد . بدين گونه تذكّر ، مرگ به آواز خوانى ساربان تشبيه شده است . ( 4982 - 4981 ) جملهء سوم : تخفّفوا تلحقوا پس از آن كه امام ( ع ) انسانها را توجّه مىدهد به اين كه هدف در پيش ومرگ در پشت سرشان است متذكّر مىشود كه سبقت گيرندگان به سوى هدف كساني هستند كه در سفر آخرت به رضوان خدا برسند وچنان كه مىدانى قطع علايق وسبكبار بودن در سفر سبب سبقت گرفتن ورسيدن به پيشينيان است . بدين گونه امام ( ع ) با دو كلمه انسانها را امر مىكند كه براي رسيدن به مقصد سبكبار باشند . كلمهء اوّل اين است كه « سبكبار باشيد » . سبكبار بودن كناية از دستور دادن به زهد حقيقي است كه قوىترين وسيلهء قرب به حضرت حق است . وزهد عبارت است از كنار گذاشتن هر چيزى كه انسان را از توجّه به قبلهء حقيقي باز مىدارد ودورى از فرو رفتن در ماديّات دنيا وجاذبه‌هاى آن ، ودور ساختن هر چه غير از حق متعال وموجب خوددارى از ايثار است . اين حالت سنگينيها وبارهاى گرانى را كه مانع از صعود ورسيدن به درجات خوبان است سبك مىكند ، آن بارهاى گرانى كه باعث داخل شدن به وادى هلاكت مىشود .